مرشد مرا پند می داد : "باید عبدی باشم خائف، که در دوگانه ها روی تفتیده در سیل اشک بشویم"
از چه چیز؟
_ پاسخی می گفت پیچیده و ناراست و دور از اعتدال که در مجادلات ذهنم قائم نمی افتد.
...
دیشب در چند متری مضجع شریف شیخ، دیدم: از ربم ترسی ندارم زیرا جز نعمتش بر من نبارانیده،
و البته من خود مخوف ترینم!
شوق...ما را در سایت شوق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97