عیش نوین

خرید بک لینک

عیش نوین

مرا عيشي نوين به ميانه آمده است
کز پي سوختن آشيانه آمده است
شکسته دل و زرد رخ، ليکن باز
سرخ زبان و بسي طاغيانه آمده است
سيم سر و سبز قبا، غاليه سوز
به گونۀ هژبرژيان غازيانه آمده است
توتيا کشيده چشم با اشارت تند
ز گوشۀ نگاهش تازيانه آمده است
فکنده بيرق صلح به کنج سودائي
اشارتست بدانکه عاميانه آمده است
وان نقل به کوس و دهل هاي ميزند
گويي که مرشدست و صوفيانه آمده است
مفتون مهراسي زان غرش فلک
کين صحبت رسيده ناشيانه آمده است


پی نوشت: 26 تیرماه 1391 – شعری که در جوشیدن مصراع اول عاشقانه بود ولی دیری نپایید دوباره لحن نالان و مالامال از شکوه ویژه مرا گرفت.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۸ساعت ۸:۳۳ ق.ظ توسط مسعود سيفي گ| |

شوق...

ما را در سایت شوق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:36

صفحه بندی